|
جمهوری ایرانی یا سلطنت پادشاهی تعریف جمهوری ایرانی: جمهوری ایرانی تعریف مشخص و روشنی ندارد. در اینترنت و منابع دیگر جستجو شد، اما مطلبی قابل ارایه یافت نگردید، به غیر از چند شعار خام که در چند روزه اخیر در اینترنت ثبت شده است. وقتی امام خمینی نظام ولایی را مطرح کردند، به عنوان یک اسلام شناس، نظام حکومتی اسلامی را مورد مطالعه قرار دادند، با توجه به آیات قرآنی و نمونه های تاریخی نظام ولایی را مطرح نمودند. نظامی ولایی نظامی هست که در زمان امام علی به مدت حدود پنچ سال اجرا شده است. نمونه های دیگری از اسلام ناب محمدی که قبلا در مقاطع مختلف تاریخی اجرا گردیده بود، امام خمینی آن را احیا کرد. امام به عنوان یک استاد نظام ولایی را تدریس کردند و در یک کتاب منتشر نمودند تا مردم از محتوای آن آگاهی یابند. مردم هم به مرور زمان آگاهی یافتند و دست به سرنگونی رژیم سلطنتی زدند و نظام ولایی را جانشین آن کردند. وقتـی در یک تظاهـرات خیابانی عـده ای بدون مطالعـه و از روی احساسات خام شعار جمهـوری ایرانـی را سـر می دهند، بهتر است بیایند جزئیات آن را هم اعلام کنند که جمهوری ایرانی چه نوع جمهوری است. شعار جمهوری ایرانی را چنان مطرح می کنند که گویی یک نوع جمهوری است که نزد همه مردم شناخته شده است و همه اطلاع دارند که چیست چه سابقه تاریخی دارد. قبلا چنان مطلوب بوده است که مردم را سینه چاک می کرده و در حال حاضر نیز برای احیای آن لحظه شماری می کنند. دگراندیشان بدانند مردم ایران از اسلام ناب محمدی جدا نمی شوند، زیرا پیوند استوار میان این دو برقرار است. تلاش دگر اندیشان آب در هاون کوبیدن است، اگر دل شان به حال ملت می سوزد با ملت همراه شوند و توان را در حل مشکلات مردم صرف کنند، نه این که در راه پیشرف مردم سنگ اندازی کنند. شعار جمهوری ایرانی از سه حالت خارج نیست: یا سابقه تاریخی دارد، یا نظام جدیدی و یا طبل تو خالی است. اگر سابقه تاریخی دارد باید معلوم شود در چه زمانی بوده است قبل از اسلام، یا بعد از اسلام. آنچه که مسلم است قبل از اسلام اصلا جمهوری مطرح نبوده است که ایرانی یا غیر ایرانی آن مشخص باشد. آنچه تاریخ نشان می دهد قبل از جمهوری اسلامی، فقط نظام پادشاهی حاکم بوده است. اگر جمهوری ایرانی بعد از اسلام برقرار بوده در چه دوره ای بوده است؟ آیا در دوره سلجوقیه، صفویه، زندیه، قاچاریه و یا در دوره پهلوی بوده است. تا جایی که حافظه تاریخی یاری می دهد، قبل از جمهوری اسلامی فقط نظام شاهنشاهی بوده است آن هم به طول دو هزار و پانصد سال. اگر جمهوری ایرانی همان جمهوری است که رضا شاه می خواست در ایران پایه گزاری کند، که با ایستادگی یک نفر ملقا شد. جمهوری رضا خانی هم ایرانی نبوده است. جمهوری بوده تقریبا مثل جمهوری لائیک ترکیه. اگر جمهوری ایرانی نظام جدیدی است. از تئوری آن کسی مطلع نیست. به قول معروف اول مانفیست جمهوری ایرانی را بنویسند تا برای مردم آشکار شود: هدف از طرح شعار جمهوری ایرانی چیست؟ شبیه چه نظامی است؟ شبیه دمکراسی غربی، یا کمونیست شرقی یا سرمایه داری اروپایی و یا یک ابداع جدید است؟ کسانی که شعار جمهوری ایرانی سر می دهند باید بیایند و شفاف سازی کنند آیا پیرو ابو مسلم هستند یا پیرو بابک خرم دین. یا فرد خارجی دیگری که با نام او می خواهند جمهوری ایرانی را احداث کنند، چنان که عرض شد در تاریخ ایران زمین از جمهوری خبری نبوده، پس معلوم می شود که منظور از شعار جمهوری ایرانی، نظام سلطنی است که از حلقوم سلطنت طلبان بازمانده از رژیم گذشته خارج می شود. وقتی مردود بودن دو حالت قبلی معلوم شد، صحت حالت سوم ثابت می گردد، طبل تو خالی. گروهی که با طبل توخالی احساسات لطیف دوست داران بی اطلاع ایران را چند روزی به بازی می گیرند، تا کی می توانند دوام بیاورند. وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ[1] و [دشمنان] مكر ورزيدند و خدا [در پاسخشان] مكر در ميان آورد و خداوند بهترين مكرانگيزان است. والسلام محمد ابراهیم پاکروان ۸۸/۱۰/۹
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 13:38  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
تعريف جنگ نرم: تعريف جنگ نرم: جنگ نرم، جنگ در میان ارزش های جوامع مختلف است. مدافعین هر تمدنی می خواهند ارزشهای تمدن خودشان را در سطح وسیعی گسترش دهند. در این جنگ ارزش های یک تمدن توسط ارزش های تمدن حریف مورد هجوم قرار می گیرد. در جنگ نرم تغییر علامت های ارزشی هدف است. جنگی است که در آن از حضور سلاح های گرم و سرد خبری نیست. جنگی است برای رسوخ به افکار عمومي حریف طراحی می شود. ابزار مورد استفاده در جنگ نرم قلم، مطبوعات، سینما، تلوزیون، ماهواره، اینترنت و... است. هدف از تغییر علامت ها، رایج کردن ایده های فرهنگ مهاجم در سرزمین حریف است. غنایم، تعداد افردای است که فرهنگ حریف را می پذیرند.
فرق بین جنگ نرم و تغییر نرم تغییر نرم درست بر خلاف جنگ نرم است. جنگ نرم توجه به تغییر علامت ها دارد. اما تغییر نرم توجه به تغییر مسیرها دارد. مثلا هدف حریف تغییر حجاب است، می خواهد حجاب را که یک علامت است به یک علامت دیگر (بی حجابی) تبدیل نماید، اما تغییر نرم مسیر می خواهد که زنان با حفظ حجاب به مقصدی برسند که بی حجاب ها می رسند. اهداف تغییر نرم مسیر بسیار خطرناک تر از اهداف جنگ نرم است. والسلام محمد ابراهیم پاکروان ۸۸/۹/۲۸
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 11:52  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
«تغییر نرم مسیر» تعریف تغییر نرم تغییر نرم مسیر نوعی تغییر است که با جابجایی علامت ها، تغییر در مسیر به وجود می آورد. تغییر نرم به تغییر علامت ها کاری ندارد، علامت ها را با همان شکل و اندازه حفظ می کند. تلاش اصلی طراحان تغییر نرم، جابجایی علامت ها از مکان اصلی به مکان فرعی جهت فریب است. کسانی که فقط با دنبال کردن علامت ها می خواهند به مقصد برسند، معمولا دوچار انحراف می گردند و به مقصد واقعی نمی رسند. طراحان تغییر نرم مسیر افرادی هستند که می خواهند مسیر حرکت یک دین، خدمت و ارزش اصیل را به سمت سوی مسیر انحرافی بکشانند تا خواسته خودشان برآورده شود. این تیپ از افراد را با نام «مسیر برگردانان مخفی» معرفی می کنم. «مسیر برگردانان مخفی» با استفاده از اصل تغییر نرم مسیر، به تغییر مسیر تمام حوزه های جامعه می پردازند. هدف غارت کالای بارزش، انحراف اهداف عالی ادیان است. کلا کارشان به انحراف کشاندن است.
تاریخچه: تغییر نرم مسیر از زمان های قدیم مورد استفاده قرار می گرفته است. اولین خاطره ای که در تاریخ ثبت شده است، مربوط به کاروانی است که قرار بود با دنبال کردن علامت ها به کاروان سرا برسد. اما راهزنان علامت ها را به سوی دره خلوت برمی گردانند . در دره خلوت راهزنان کاروان را غافل گیر می کنند، هر چه مال و اموال داشتند غارت می کنند، و افراد را به قتل می رسانند. چند نفر که توانسته بودند، جان سالم بدر برند، نقل کردندکه فقط زمانی فهمیدیم که مسیر را اشتباهی رفته ایم که راهزنان حمله کردند. معاویه اولین فرد شناخته شده در تاریخ اسلام است که از اصل تغییر نرم استفاده فراوان کرده است. او علامت ها را چنان ماهرانه جابجا کرد که با گسترش اسلام، بویی از اسلام ناب محمدی نمانده بود. فروع های دین اجرا می شد. اما به اهداف ترسم شده در قرآن ختم نمی شد. مردم مسلمان را به مسیری کشاند که در مقابل رهروان حقیقی اسلام ایستادند. و صالح ترین فرد مسلمان را همراه با هفتاد و دو تن به نام خارجی شهید کردند. معروف است معاویه دستور قتل محدثین و بزرگان را صادر می کرد، خود پابرهنه در پشت جنازه می دوید، گریه می کرد و نماز برایش می خواند.
کسانی که به دام «مسیر برگردانان مخفی» می افتند افراد بی تجربه و بی راهنما هستند. اینگونه افراد به راحتی به تور پهن شده می افتند و صید می شوند. «مسیر برگردانان مخفی» اولین علامت انحرافی به سوی مسیر فرعی را چنان با ظرافت و به مقدار بسیار ناچیز جابجا می کنند که اصلا به چشم نمی آید. ممکن است جابجایی حتا کمتر از یک صدم درجه باشد، اما همین انحراف کوچک در مسیر طولانی باعث انحراف چندین کیلومتری از مقصد اصلی می شود. اگر «مسیر برگردانان مخفی» چندین علامت را به صورت متوالی تغییر دهند انحراف بیشتر می شود. هر جابجایی بعدی، زاویه انحراف را بیشتر افزایش می دهد. وقتی جابجایی ها پشت سر هم قرار می گیرد بیشتر از هدف فاصله پیدا می کند تا جایی که برگشت به مسیر قبلی محال می شود. در جامعه کسانی وجود داردکه راه حق را با سلامت کامل پیموده و به پایان رسانده اند. این انسان ها الگوی هدایت بوده و در قلوب افراد جامعه قرار دارند. «مسیر برگردان مخفی» با استفاده از نام و نشان افراد موفق مسیر را به نفع گروه خود تغییر می دهند. یکی از افراد موفق که توانسته است مسولیت خود را تا پایان راه با موفقیت به آخر برساند، امام حسین(ع) می باشد. پیام اصلی امام حسین(ع) تاختن بر حکومت جور و ستم است. اما «مسیر برگردانان مخفی» چنان زیرکانه ـ با حفظ علامت هاـ بر گریه کننده گان امام حسین(ع) منحرف می نمایند که ظلم و ستم منحرف کننده گان را نمی بینند و برآنها نمی تازد. امام خمینی کسی بود که علامت های واقعه محرم 61 هجری و عاشورا را بر سر مسیر اصلی برگرداند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی «مسیر برگردانان مخفی» فعالیت خود را تغییر مسیر انقلاب، بسیار حساب شده آغاز کردند. بر آگاهان آشکار است که ادبیات و گفتمان اول انقلاب، به مرور زمان به صورت نرم، خزنده و آرام تبدیل به ادبیات و گفتمان دیگری شده، چنان نرم و آرام که در جامعه هم ایجاد حساسیت نکرده است، مثل جایگزین کردن قشر آسیب پذیر به جای مستضعف و عدم استفاده از کلمه مستضعف در چند ساله اخیر نشان از موفقیت این گروه دارد. برنامه ریزان استحاله انقلاب با استفاده از اصل: «تغییر نرم» چنان بی صدا فعالیت کرده اند که دلسوزان واقعی هم ناچار سکوت کرده اند. «مسیر برگردانان مخفی» با استفاده از اصل تغییر نرم مسیر، به تدریج تغییر ایجاد می کنند. بعد از مدتی مشاهده می شود که اقدامات به هدف نمی رسد. شعارهای انقلاب هست، روزهای به یاد ماندنی انقلاب باشکوه هر چه تمام تر برگزار می گردد اما از تحقق اهداف خبری نیست. برای مقابله باید هر روز این سوال را مطرح و پاسخ داد که هدف انقلاب چه بوده است؟ و چقدر به هدف نزدیک شده ایم. اگر پاسخ منفی بود، باید فهمید که علامت ها جابجا شده، بی درنگ در برگرداندن علامت ها به مسیر اصلی اقدام اساسی کرد. شناختن افراد «مسیر برگردانان مخفی» بسیار مشکل و پیچیده است. زیرا در بین ما هستند، شعار ما را می دهد، از علامت های ما استفاده می کند. علامت ها را چنان با مهارت و ظرافت جابجا می کنند که کاروان به جای رسیدن به کاروان سرا به دام راهزنان می افتد. یکی از اهداف اولیه و اصیل انقلاب اسلامی، به سفارش قرآن، تحقق حکومت مستضعین است که در آن به محرومین سخت نمی گذرد. هدفی که برای همه محرومین شیرین است. تحقق این هدف می تواند راه مبارزه صحیح را به دیگر ملت ها بیاموزد تا با درس گرفتن بر استکبار، ظلم و ظالم بتازند. چرا بعد از سی سال موانع رشد مستضعفین برداشته نشده است؟ چرا هنوز عده زیادی از مردم در جامعه وجود دارد که بیکار هستند؟ چرا کارگر میدان نشین زیاد هست؟ الا ماشاء الله. کسانی که هفته های متوالی نمی توانند خرجه روزانه خود را با دخل خود هماهنگ کنند، حتا بعد از سال ها. هنوز عده زیادی از مردم بیمه نیستند. هنوز عده زیادی از فرزندان مردم بی سواد بار می آیند. هنوز عده زیادی از مردم از تامین نیازهای اولیه خود عاجزند. هنوز عده زیادی هستند که نمی توانند به مسافرت های ضروری بروند، و... «مسیر برگردانان مخفی» چنان مسیر انحراف را با علامت های مثبت پر کرده اند که مستضعفین به نفع سرمایه داران شعار می دهند. آرمان هایی که برای ادامه حیاط طیبه انقلاب ضروری هست و انقلاب را اصیل نگه می دارد، همه در میدان دید است. اما اهداف اصیل انقلاب محقق نمی شود. چرا؟ چون علامت ها حفظ کرده اند، علامت ها در جامعه حضور دارد. مردم با مشاهده علامت ها فکر می کنند که مشکلی نیست و انقلاب در صراط مستقیم در حرکت است، در حالی که نمی دانند علامت ها بر مسیر اصلی قرار ندارد. والسلام محمد ابراهیم پاکروان ۸۸/۹/۲۸
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 11:50  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
حسین(ع) پیروز ابدی جبهه باطل در مقابل ایستاده گی و شجاعت حسین(ع) شکست ابدی خورد. صبح عاشورا، جنگ سختی در کربلا بین دو جبهه حق و باطل شروع شد. در هر جنگی حریف سعی می نماید که اول رهبر لشکر مقابل را نابود کند تا لشکر بی رهبر را به آسانی شکست دهد. در واقعه کربلا جبهه باطل جنگ را به گونه غیر متعارف پیش می برد، سران لشکر کفر کشتن رهبر را تا آخرین لحظه ممکن عقب می اندازند. یارانش را یکی بعد از دیگری می کشند، حسین در نهایت، رهبر بی لشکر می شود. چون سران جبهه باطل می خواهند که از حسین صدای تسلیم را بشنوند. فعالیت جبهه باطل بر این منطق استوار است که: جبهه حق باید بی رهبر باشد. نباید احدی پیدا شود که بر همه مظاهر جبهه باطل «نه» بگوید. هر کس در هر مقامی باشد، باید تسلیم گردد. جبهه باطل با چنین منطقی می خواست حسین را مطیع نماید. تمام تلاش کفر در جذب یا تبدیل حسین به یک فرد بی طرف بود. حذب یا انزوایش بیشتر به نفع جبهه باطل. نمی خواست این واقعه به شهادت منجر شود. جبهه باطل می خواست حسین از نیمه راه مبارزه برگردد و یکی از یاران جبهه باطل گردد. از میان مردم نباید رهبری قوی مدافع مستضعف قد علم نماید. اگر قد علم کرد، نباید و تا آخر هیچ نقطه ضعفی نداشته باشد. هر کس خواست قد علم نماید، در مرحله اول باید با حربه های زر و زور و تزویر مطیع شود و گرنه با انواع سلاح های استکباری سرکوب می شود. جبهه باطل می خواهد به دست خود رهبری برای فریب دادن حق جویان بتراشد، تا از طریق آن رهبر وابسته، کنترل حق جویان خورده پا را در اختیار داشته باشد. جبهه باطل از حسین یک ابزار به نفع جبهه خود، می خواست. می خواست حسین در صف طاغوتیان قرار گیرد. در اولین ساعات جنگ او را نکشتند. یاران حسین وارد میدان شدند، حسین در آخرین لحظات هر یاری، بر سر بالین اش می رفت. دشمن عقب می رفت و نظاره می کرد، تا شاید، صدای تسلیم را بشنوند. ماه بنی هاشم، علمدار جبهه حق؛ وقتی از اسب بر زمین افتاد و از برادر کمک خواست، حسین به سویش شتافت، سرکرده های جبهه باطل عقب رفتند و ساکت به نظاره ایستادند. حسین برادر بی دست را دید، دست در کمر گذاشت، باز استواری و پافشاری بر اصول دشمن را ناامید در آن لحظه حساس کرد. وقتی شبیه پیامبر در میدان نبرد، از پدر کمک خواست، پدر بر سر بالین پسر شتافت. جوان مجروح در بغلش شهید شد. خواست به خیمه ها برساند. لشکر کفر قدم به قدم پشت سر حسین حرکت می کرد، مهلت می داد تا به خیمه ها نزدیک شود، تا شاید زنان حرم التماس کرده و از حسین صدای تسلیم را بشنوند. حسین علی اصغر تشنه لب را در بغل داشت، یزیدیان بجای سینه پدر، گلوی پسر را نشانه گرفتند. می خواستند صدای تسلیم را بشنوند. جبهه باطل می خواست با هر وسیله ممکن، صدای تسلیم را از گلوی حسین بشنود. در آخرین لحظات هم سرش را از جلو نبریدند، از پشت شروع به بریدن کردند، زیرا می خواستند فرصتی به حسین داده باشند تا حداقل آهی از سر ناتوانی از او بشنوند. جبهه باطل می خواست به هر وسیله که شده حسین را وادار به تسلیم نماید. می خواست انسانیت، شجاعت، شرافت، عزت و از همه مهم تر رهبری عاشقان را بگیرد. فرزندی که تربیت و پرورش یافته زهراست. کوثری که هرگز تسلیم نشد. یزیدیان می پنداشتندکه ندای هل من ناس ینصرنی سیدالشهدا(ع) در صحرای کربلا مدفون خواهند کرد، غافل از آن که حیات فعلی انسانیت از حیات تاریخی جوشش خون شهید است. جبهه باطل در برابر حسین شکست سخت و جبران ناپذیری خورد و نتوانست قد راست کند. چرا که بعد از عاشورا هر چه تاخت و تاز کرد، یاد و راه حسین را مخفی کند، ناگام ماند. نام حسین به مرور زمان آشکارتر خواهد شد و حق و آزادی خواهان را رهبری خواهد کرد. حضور همیشگی حسین رهبر سازش ناپذیر جبهه حق، تا ابد لرزه بر اندام جبهه باطل خواهد انداخت؛ و هدایت بخش رهروان جبهه حق خواهد بود. تا جهان باقیست حسین بیدارگر است. والسلام محمدابراهيم پاكروان ۸۷/۱۰/۱۸
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 12:53  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
امت همیشه در صحنه رهروان راه امام خمینی، مسافران راه عشقند. سفر در وادی های هفت گانه، مرغان عاشقی را می طلبد که از سختی های راه نهراسند تا سیمـرغ گردند. راحت طلبانی که راحتـی را به قیمت نوکری بیگانه گان طلب می کنند همچون مگسانند. مگسان چه را خبر از عرصه سیمرغ، چه خبر از شور و شعور حسینی، چه خبر از حلاوت سختی های دفاع، چه خبر از گوارا بودن تشنگی در لب فرات، چه خبر از بی دست سوی حسین دویدن، چه خبر از دیدن زیبایی ها در اسارت. مگس را چه خبر از بوی عطر گل یاس و سرخی گل برگ ها، بلبل شیدا می خواهد تا قدر گل بداند. در این روزها شاهدیم که بیگانه پرستان شیطان صفت گل محمدی را پرپر می کنند، از بیگانه پرست انتظاری جز این نمی رود. برای دوست داران انقلاب اسلامی، معیار سنجش دوستی و دشمنی افراد و گروه ها امام خمینی است. هر کس با امام است، دوست است و عزت طلب. هر کس با او نیست بیگانه است و بیگانه پرست. اگر ما را بریده از انقلاب و امام خمینی می پندارند، سخت در اشتباه اند. عدم خروش ما نشان از عقب نشینی نیست، نشان از تغییر حوزه دفاع است. ما دفاع را به حوزه ای می کشانیم که حمله شده است. اگر فرهنگی حمله کنند، فرهنگی دفاع می کنیم. اگر قلمی حمله کنند، قلمی پاسخ می دهیم. اگر به دانشجو حمله کنند، از دانشجو دفاع می کنیم. اگر بخواهند مقابل امام خمینی بیایستند، در مقابل دنیایشان خواهیم ایستاد. بیگانه و بیگانه پرست بداند: ما بازمانده خیبریم، نهضت حسینیم. بنیان گزار بزرگ ترین انقلاب در جهانیم، تسخیر کننده لانه فسادیم، فاتح جنگ هشت ساله ایم، وتا نفس داریم رزمنده ایم. تا زمانی که فریادها در حمایت از مظلوم است. در حمایت از عدالت است، در مقابله با اشرار و بیگانه است. در حمایت از اسلام و شرف است. حمایت از امام است و امام در صحنه است. تا زمانی که گروه ها، تشکل ها، حزب ها، افراد، رییس جمهور، وزیر، وکیل، نماینده، روحانی، دانشجو و... در پی تحقق اهداف خمینی کبیر فعال باشند، عزیزند. مرا و امسال مرا ساکت خواهند یافت. اما اهانت غوغاسالاران حقیر، دلاور مردان ایرانی و امت اسلامی را به خروش وا می دارد. پیام خمینی بت شکن زمان به عزت طلبان و فرزندان دلسوز این مرز و بوم این است: گرسنگی و تشنگی را تحمل کنید، اهانت را هرگز. بی پولی و نداری را تحمل کنید، نوکری را هرگز. سختی ها و مرارت ها را تحمل کنید، حقارت را هرگز. بی خانمانی و خانه به دوشی را تحمل کنید، پناهندگی به سفارت های بیگانه را هرگز. تهمت های عوامل بیگانه را تحمل کنید، خیانت را هرگز.آیا ناسپاسی نیست که گروهی بر بیدارگر ملت خود بی احترامی کنند. بیدارگری که در نزد حقیقت جویان و عدالت خواهان جهان جایگاهی بس رفیع دارد. دنیای کنونی حیران است. ملت های مظلوم دنبال فردی می گردند که خود ساخته باشد. قاطعیت امام گونه داشته باشد تا گردش جمع شوند و به حقوق خود برسند. می دانیم فتته گران کسانی هستند که در میان مردم اختلاف ایجاد می کنند. تا به اهداف شوم خود برسند. بیداری مردم ایران حاصل تلاش انقلابی ترین فرد جهان است که تمام همت خود را برای عظمت مسلمانان و حقیقت جویان مصرف کرد. بی احترامی گروهی که آلت دست بیگانگان آگاهانه یا ناآگاهانه شده اند، را محکوم می نمایم. کسانی که به امام راحل، بت شکن زمان بی احترامی کنند، مثل آن است که به شعور ملت فهیم ایران و شهدای این مرز و بوم، توهین کرده اند. از خدا می خواهم که فتنه گران را اگر قابل هدایت هستند، هدایت و گرنه در بین ملت رسوای خاص و عام نماید. والسلام محمد ابراهیم پاکروان ۸۸/۹/۱۹
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 12:46  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
فتنه گران جایگاهی در میان ملت مسلمان و فهیم ایران ندارد فتته گران کسانی هستند که در میان مردم اختلاف ایجاد می کنند. تا به اهداف شوم خود برسند. بیداری مردم ایران حاصل تلاش انقلابی ترین فرد جهان است که تمام همت خود را برای عظمت مسلمانان و حقیقت جویان مصرف کرد. ناسپاسی است که انسان بر بیدار ملت خود بی احترامی کند. بیدارگری که در نزد حقیت جویان و عدالت خواهان جهان جایگاهی بس رفیع دارد. من بی احترامی گروهی که آلت دست بیگانگان آگاهانه یا ناآگانه شده اند، محکوم می نمایم. کسانی که به امام راحل، بت شکن زمان بی احترامی کنند، مثل آن است که به شعور ملت فهیم ایران و شهدای این مرز و بوم، توهین کرده اند. از خدا می خواهم که فتنه گران را اگر قابل هدایت هستند، هدایت و گرنه در بین ملت رسوای خاص و عام نماید. والسلام محمد ابراهیم پاکروان ۸۸/۹/۱۸
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 13:32  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
تعریف یارانه: تعریف یارانه: مقدار تفاوت قیمت تمام شده(حقیقی) کالا یا خدمات است با قیمت تعدیل شده آن، برای حمایت از گروه هدف، که مرجعی پرداخت می نماید تا با حمایت از گروه هدف، انتظارات مرجع تامین گردد. قیمت تمام شده کالا یا خدمات: قیمت تمام شده، مقدار هزینه کل، به اضافه سود است. یا قیمتی است که مصرف کننده هنگام خرید کالا یا استفاده از خدمات پرداخت می نماید. قیمت تعدیل شده کالا یا خدمات: قیمت کالا و خدماتی است که قسمتی از هزینه آن توسط مرجع پرداخت کننده، پرداخت شده است. یارانه = سطح توان خرید عمومی - قیمت تمام شده کالا یا خدمات گروه هدف: گروه هدف، گروهی است که از نظر مرجع پرداخت کننده، مستخق دریافت یارانه به حساب می آید. اعضای «دریافت کننده اصلی یارانه» از افراد یا گروه هایی تشلیل می شود که بدون حمایت، به دلایل مختلف فعلا نمی توانند به صورت مناسب تولید، توزیع و مصرف کنند. به عنوان مثال: مصرف کننده گانی که قادر نیستند با افزایش تورم، درآمد خود را متناسب با مقدار تورم افزایش دهند تا زندگی خود را به صورت متعالی اداره کنند. گروه های هدفی مثل: بی درآمدان، کم درآمدان، بیکاران، از کار افتاده ها، و... که از نظر عرف و قانون مستحق دریافت یارانه هستند. مرجع پرداخت کننده: منبعی است که یارانه را با هدف مشخص پرداخت می نماید. هر منبعی که قبول کند قسمتی یا تمامی هزینه کالا یا خدماتی را پرداخت نماید، مرجع پرداخت کننده یارانه به حساب می آید. انواع مرجع پرداخت کننده یارانه: مرجع های پرداخت کننده یارانه را می توان به داخلی یا خارجی تقسیم کرد. در یک تقسیم بندی دیگر مرجع پرداخت کننده یارانه به حقیقی یا حقوقی می توان تقسیم کرد. در سطح کشور، دولت یک مرجع داخلی است. یا استاندار یک استان، برای استان خود در موقع وقوع حوادث غیر مترقبه یارانه به مصیبت دیده گان پرداخت می نماید، یک مرجع استانی می باشد. در سطح خانواده پدر مرجع پرداخت یارانه به فرزندان است. سازمان ها و موسسات خصوصی می تواند مرجع پرداخت یارانه به کارمندان خود باشد. انتظارات مرجع: با توجه به نوع مرجع پرداخت کننده، هدف از پرداخت یارانه فرق می کند. باید اول مرجع پرداخت کننده را شناخت. در بیشتر موارد مرجع انتظار خود از پرداخت را بیان می نماید. اصل تعریف یارانه در این نوشته ثابت است، اما مرجع ها وقتی تغییر کند، انتظارات هم فرق خواهد کرد. حتی ممکن است یک مرجع در زمان های مختلف از پرداخت یارانه، انتظارات متفاوت داشته باشد. تعریف یارانه دولتی: مقدار تفاوت قیمت تمام شده کالا یا خدمات است با قیمت تعدیل شده آن، برای حمایت از گروه هدف، دولت پرداخت می نماید تا گروه هدف با توجه به دریافت های خود، قدرت خرید و زندگی مناسب را داشته باشد تا بدین وسیله انتظارات دولت تامین گردد. سطح توان خرید عمومی: مقدار توان خرید است که عموم مردم می توانند به بازار مراجعه کرده و مایحتاج خود را تهیه نمایند. عموم مردم با توجه به میزان درآمد خود، توان خرید انواع کالاها و استفاده از خدمات را در حد مورد نیاز ندارند. اگر کالا یا خدمات با قیمت تمام شده ارایه گردد، بیشتر مردم توان خرید نخواهند داشت. آنچه مورد نیاز مردم است در بازار وجود پیدا می کند، اما مردم نمی خرند، در این حالت هم تولید کننده و هم مصرف کننده متضرر می گردند. به همین خاطر مرجعی حمایت می کند تا کالای تولید شده، با قیمت تعدیل شده فروش رسد.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 9:33  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
یارانه، مقدار تفاوت قیمت تمام شده(حقیقی) کالا یا خدمات است با قیمت تعدیل شده آن، برای حمایت از گروه هدف، که مرجعی پرداخت می نماید تا با حمایت از گروه هدف، انتظارات مرجع تامین گردد. اصل تعریف یارانه، ثابت است. اما وقتی مرجع ها و اهداف تغییر کند، انتظارات هم فرق خواهد کرد. ممکن است یک مرجع در زمان های مختلف از پرداخت یارانه، انتظارات و اهداف متفاوت داشته باشد.
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 14:13  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
«بسمه تعالی» برای باز شدن ابعاد مختلف یارانه به بعضی پرسش های مطرح در بین کارشناسان و اذهان عمومی پاسخ می دهم تا شفافیت بیشتر حاصل گردد: یارانه چسیت؟ یارانه، مقدار تفاوت قیمت تمام شده(حقیقی) کالا یا خدمات است با قیمت تعدیل شده آن، برای حمایت از گروه هدف، که مرجعی پرداخت می نماید تا با حمایت از گروه هدف، انتظارات مرجع تامین گردد. اصل تعریف یارانه، ثابت است. اما وقتی مرجع ها و اهداف تغییر کند، انتظارات هم فرق خواهد کرد. ممکن است یک مرجع در زمان های مختلف از پرداخت یارانه، انتظارات و اهداف متفاوت داشته باشد. س: یارانه دولتی چست؟ یارانه دولتی: مقدار تفاوت قیمت تمام شده کالا یا خدمات است با قیمت تعدیل شده آن، برای حمایت از گروه هدف، که دولت پرداخت می نماید تا گروه هدف با توجه به دریافت های خود، قدرت خرید و زندگی مناسب را داشته باشد تا بدین وسیله انتظارات دولت تامین گردد. با فرمول زیر می توان مقدار یارانه مورد نیاز را مشخص کرد: یارانه = سطح توان خرید عمومی - قیمت تمام شده کالا یا خدمات يارانه دولتی در واقع نوعي پرداخت دولت به منظور حمايت از مصرفكنندگان، توزیع کننده گان یا توليدكنندگان و یا هر سه كه براي جبران قسمتي از قيمت كالاها و خدمات با هدف افزايش تولید، تولید کنندگان؛ افزایش کارگرد توزیع، توزیع کننده گان و افزایش قدرت خريد مصرفكننده بی درآمد یا کم درآمد پرداخت می نماید. س: هدف از پرداخت یارانه دولتی چیست؟ هدف اصلي از توزيع يارانه دولتي، كمك به اقشار مستصعف جامعه است، به اين اميد كه همه انسانهای تحت حاکمیت دولت به حداقل نیازهای اولیه زندگی ذكر شده در قانون اساسی، شرع و عرف؛ حقوق اساسي، و قوانين بينالمللي دست يابند. اما متأسفانه اين يارانهها از اصول خود تخطي كرده و به انحراف کشیده شده است. س: برای این که پرداخت یارانه ها به انحراف کشیده نشود، چه باید کرد؟ به عبارت دیگر: قسمت های مهم در پرداخت یارانه چیست؟ آنچه در پرداخت یارانه مهم است مشخص کردن گروه هدف است. اول باید گروه هدف را مشخص کرد، بعد جایگاه فعلی گروه هدف را تعریف کرد، بعد جایگاهی که باید برسد معلوم کرد، بعد مقدار ریالی، و مناطق اجرایی و در آخر مدت زمان لازم را برای رسیدن به هدف معلوم نمود. مثلا اگر گروه هدف ارتقای جایگاه دهك های پایین جامعه است، باید معلوم شود که بعد از چند سال تعداد آن ها چند درصد کاهش یابد. تا با کاهش افراد دهك های پایین گامی به سوی عدالت اقتصادی برداشته شده باشد. س: از چه زمانی سالم سازي پرداخت يارانه ها چگونه مطرح بوده است؟ شايد از زمان اتمام جنگ از آن زمان تا كنون از سوي دولت هاي مختلف مطرح شده ولي هيچگاه عملياتي نشده است. س: دلیل اصلی پراخت یارانه ها چیست؟ دلیل اصلی حمایت از تمام ملت مخصوصا اقشار بی درآمد و کم درآمد است. هدف دولت از اجرای طرح های اقتصادی یارانه دار، ارتقاء رفاه خصوصی دهک های پایین است. س: آیا با روش فعلی(پرداخت غیر مستقیم به گروه هدف) می توان به اهداف رسید؟ خیر، روش فعلی با سال ها اجرا، تجربه ناموفقی را برای ما بر جای گذاشته است. با اتخاذ يك سياست دستوري نمي توان به هدف رسید. مثلا با عنوان جلوگيري از گران فروشي، مساله گران فروشی را حل كرد!؟! اگر دولت روش پرداخت یارانه به بخش تولید را اصلاح نکند، هیچ وقت به هدف نخواهد رسید. س: براي سالم سازي فضاي اقتصادي كشور با بحث يارانه ها چگونه بايد برخورد كرد؟ باید کار کارشناسی ادامه داشته باشد. و مشخص شود نسبت اين طرح با قانون برنامه چگونه است؟ آيا مطابق آن است يا حاوي تغييراتي است. در بعضی از مواقع قوانین را هم باید اصلاح کرد. س: نظر شما در مورد سالم سازي پرداخت يارانه ها چسیت؟ در شرايط فعلي نمی توان اظهار نظر خاصي داشت، طبيعي است كه عجولانه تلقي خواهد شد و مورد انتقاد قرار خواهد گرفت. اما آن چه مهم است این که حرکتی در اصلاح وضع موجود باید انجام شود. س: آیا می شود یارانه را حذف کرد؟ بله می توان یارانه را صفر كرد. زمانش موقعی است که هیچ فردی-حتی یک نفر- زیر خط فقر نمانده باشد. س: یارانه اگر مستقیما به گروه هدف(یارانه گیر اصلی) پرداخت شود، بهتر است یا غیر مستقیم؟ نقدی بهتر است یا غیر نقدی؟ یارانه اگر مستقیما به گروه هدف(یارانه گیر اصلی) پرداخت شود، بهتر است. زیرا مصرف کننده گان از قیمت اصلی کالاها و خدمات مطلع می شوند. وقتی مطلع شدند، بی رویه مصرف نمی کنند. یارانه مستقیم در جامعه گردش پولی ایجاد می کند. نقدي كردن یارانه يعني تزريق پول به جامعه كه پي آمد آن گردش پول از سوی مصرف کننده به سوی تولید کننده است. س: بیشترین پرداخت یارانه به کدام بخش است؟ بیشترین پرداخت یارانه به بخش بی درآمدان و کم درآمدان است. س: چه بخشی بیشترین یارانه را در حال حاصر دریافت می کند؟ طبق نظر شما اگر بی درآمدان و کم درآمدان بیشترین دریافت را دارند، پس چرا بهبودی در زندگی آنان مشاهده نمی شود؟ دلیل اصلی عدم مشاهده، پرداخت غیر مستقیم به این گروه است. بخشی از یارانه را دولت به بخش تولید می پردازد تا بخش تولید کالا یا خدمات ارزان به دست بی درآمدان و کم درآمدان برساند. که قسمتی از آن قاچاق می شوئد. قسمتی هزینه مبارزه با پدیده قاچاق می شود. قسمتی برای مبارزه با بی درآمدانی که به علت امرار معاش دزدی کرده اند هزینه می شود، چه در زمان دستگیری، چه برای محاکمه، چه در زمان زندانی شدن، هزینه زندان زیاد است. هزینه نگهداری ساختمان و تاسیسات زندان، هزینه غذای زندان، هزینه پرسنل و نگهبانان زندان و... دولت باید در پرداخت یارانه ها کاری کند که کسانی که فقط به خاطر امرار معاش به زندان می افتند به صفر برسد. این اقدام(پرداخت مستقیم یارانه به بی درآمدان و کم درآمدان) باعث می شود که دولت یارانه کمتری به بخش های دیگر پرداخت نماید. یا افراد به خاطر سوء تغذیه راهی بیمارستان نشوند. زیرا بزرگ ترین گرفتاری در بین کسانی که در زیر خط فقر زندگی می کنند، امرار معاش و تغذیه نامناسب است که نتیجه آن دزدی و سوء تغذیه است. س: کدام گروه هدف مستحق دریافت یارانه بیشتر است؟ گروه هدف بی درآمدان و کم درآمدان مستحق دریافت یارانه بیشتر است. س: پرادخت یارانه هدف است یا ابزار؟ هر كشوري يك سطحي از توسعه يافتگي را دارد و خواهان ارتقاء به سطوح بالاتري می باشد. طبيعتا دولت ها تلاش می كنند و از تمام ابزارهاي موجود در اين راستا بهره ببرند. برای رسیدن به هر هدفی نیاز به ابزار است. گاهي افرادی ابزارها را با اهداف اشتباه مي گيرند. يكي از ابزارهاي ارتقا به سطوح بالاتر پرداخت يارانه است. دولت ها مي توانند در مورد روش هاي پرداخت آن تصميم گيري نمايند. س: پی آمد پرداخت یارانه به صنایع چیست؟ اگر متعادل باشد سبب تقویت صنایع می شود. پرداخت یارانه به صنایع به علت نامتعادل بودن، رانت هايي در این بخش به وجود آورده است. س: پی آمد پرداخت یارانه به بخش انرژی چیست؟ پی آمدش، مصرف بی رویه انرژی توسط مصرف کننده گان است، مصرف کننده گان به علت ناآگاهی از قیمت تمام شده انرژی بی رویه مصرف می کنند. زیرا آنان قیمت تعدیل شده را پرداخت می کنند. دریافت قیمت تمام شده انرژی موقعی مناسب است که مقدار یارانه ای که از بخش انرژی هذف می شود به بخش مصرف به صورت مستقیم و نقدی پرداخت شود. س: آیا راه حل دیگر یا روش بهتری برای پرداخت یارانه ها وجود ندارد؟ بعضی از کارشناسان از جمله دکتر درخشان معتقد است:« برای كمك به قشر محروم باید از طریق سیستم های بیمه ای اقدام كرد كه مبتنی بر دانش خاص خود است و بر اساس موازین علمی مسئله را حل می كند.» اما من معتقد هستم که سیستم های بیمه ای نمی تواند موجب محرومیت زدایی شود. سیستم های بیمه ای می تواند در مورد کسانی صادق باشد، که محصولی برای بیمه کردن دارند. سیستم های بیمه فقط داشته ها را پشتیبانی می کند. به نداشته ها کاری ندارد. س: تگلیف کسانی که از کار افتاده و یا فاقد درآمد هستند، چه می شود؟ از طریق نظام بیمه و تامین اجتماعی و با توسعه صنعت بیمه فقط می توان با قسمتی از فقر و محرومیت مبارزه كرد، قسمتی مربوط به بیماری ها می شود. یا باید برای سیستم های بیمه وظایف جیدی تعریف کرد. س: آیا پرداخت یارانه در برنامه های اسلام وجود دارد؟ به نظر می رسد پرداخت خمس و زکات انفاق نوعی یارانه است از طرف مومنانی که مازاد درآمد دارند برای یاری کسانی که امکان درآمد ندارند. موارد فوق نوعی یارانه است که خدا سفارش نموده که پرداخت شود. س: آیا پرداخت نقدی یارانه با موازین و اخلاق اسلامی هم سازگاری دارد؟ دکتر درخشان معتقد است که:«پرداخت نقدی یارانه با موازین و اخلاق اسلامی هم سازگاری ندارد چرا كه كمك بلاعوض به افراد باعث می شود كه افراد تن پرور شوند. در اسلام توصیه نقدی نشده است. قرض الحسنه توصیه شده اما پرداخت بلاعوض به جز در موارد خاص نه. » اما من معتقد هستم که پراخت یارانه نقدی هیچ گونه منافاتی با برنامه های اسلام ندارد. نمونه هایی از کمک های نقدی ائمه اطهار(ع) را می توان، شاهدی بر خلاف نتیجه گیری از فرمایش دکتر درخشان ذکر کرد. س: یارانه به گروه هدف چه زمانی لازم است؟ یارانه موقعی لازم است که گروه هدف در سطح خودش مستصعف واقع گردد، یارانه در واقع نوعی کمک و یاری رسانی به گروه هدف است تا او زمان بحرانی زندگی خودش را به سلامت پشت سر بگذارد. بحرانی که بدون یاری میسر نباشد. مثل فردی که در راه مانده باشد، یا دزد اموالش را ربوده باشد، چه به علت بیکاری درآمد نداشته باشد. یا هر علتی که باعث شود فرد نتواند زندگی روزمره خود را تامین نماید. یارانه فقط برای تامین نیازهای اولیه پرداخت می شود. کسانی می خواهند پس انداز منقول و غیر منقول داشته باشند باید خود کوشش و تلاش نمایند. یارانه می تواند به دو صورت قابل برگشت، مثل وام یا قرض الحسنه باشد یارانه می تواند قابل برگشت نباشد مثل کمک کمیته امداد امام خمینی(ره)، کمک های بلاعوض بهزیستی. س: برداشت شما از هدفمند کردن یارانه چیست؟ منظور از هدفمند كردن یارانه ها اگر این باشد که یارانه هر گروه هدف را مستقیما به آن گروه هدف پرداخت کرد قابل قبول است. به نظر می رسد این برداشت درست تر باشد. هر برداشت دیگری باید با دلایل همراه باشد. كليات و سرفصل هاي جديدي در آن يافت نمي شود و در واقع شعارهايي است كه در دولت های قبلی هم مطرح بوده اما در حال حاضر عملیاتی می شود. س: پرداخت های اصولی یارانه باید از کجا آغاز شود؟ پرداخت یارانه ها باید از جاهایی شروع شود که افراد آن جاها نیازمندتر از جاهای دیگر می باشند، و هم تعداد نفرات کمتری را شامل گردد تا بتوان با بودجه کمتری شروع کرد و هم به صورت پایدار ادامه داد. یعنی اگر زمانی بودجه هم کم بود، یارانه های اختصاص یافته برای گروه هدف های ضروری قطع نشود و با افزایش درآمد سرانه کم کم گروه های هدف دیگری را شامل گردانید. در پرداخت های نقدی اول می توان از مکان های خاص شورع کرد مثل روستاهایی که کمتر از 200 خانوار جمعیت دارند در آن روستا هم اول به خوش نشین ها پرداخت شود به زنان سرپرست خانوار به خانواده های بیکار، این روش با شئونات اسلامی سازگاری دارد، حتی ممكن است بسیاری از کسانی که به شهر ها گوج کرده اند و در شهرها از درآمد کافی برخوردار نیستند به روستاها باز گردند. مسلم است که شکم کرسنه ایمان ندارد. پرداخت یارانه نقدی برای گزران امرار معاش مناسب، طبع زیادی خواه افراد را سیراب نمی کند. فقط باعث می شود که افراد به خاطر تهیه امرار دزدی نکنند و سوء تغذیه نگیرند. افراد برای این که امکانات رفاحی بیشتر داشته باشند فطرتا به دونبال درآمد بیشتر می روند. اگر می خواهند امکانات بیشتر داشته باشند باید بیتر کار کنند. بنابر این پرداخت يارانه نقدی اساسا نه با تئوری های اقتصادی منافات دارد با اخلاق اسلامی هم سازگاری دارد. پرداخت يارانه براي خود اصولي دارد. هرگونه تخطي از اين اصول که با سرنوشت يك ملت سروكار دارد، و آن را به تباهي مي کشاند. س: چرا عده ای از افراد ملت کم درآمد یا بی درآمد هستند؟ دليل درآمد کمتر(فقر) و بیشتر(دارایی) برای افراد مختلف جامعه، بسیار متنوع می باشد. دلایل زیر عمده ترین دلایل می باشد: عوارض جغرافیایی(حاصل خیز بودن زمین ها، بیابانی بودن، دوری یا نزدیکی به مرکز، و... ) به وجود آمدن حوادث غیره مترقبه برای بعضی از افراد عوارض اقتصادي، اجتماعي و سياسي توان جسمی افراد سن افراد موفقیت شغلی افراد موفقیت اجتماعی افراد ارث(مقدار ارث) کار(نوع کار) بیکاری(مدت بیکاری) عدم برابری تعداد شغل ها با تعداد افراد استفاده از رانت ها برای بعضی از افراد استفاده از پارتی ها برای بعضی از افراد و... چنين ناهنجاري هايي، باعث می شود که عددی به دلیل استفاده از آن ها پردرآمد، عددی دیگربه دلیل عدم دسترسی کم درآمد شوند. وظیفه دولت ها بويژه در كشورهاي درحال توسعه، براي جلوگيري از گسترش فقر و بوجود آمدن بحران هاي اجتماعي، حمایت از افراد بی درآمد و کم درآمد به یارانه وسیله مناسبی است. والسلام محمد ابراهیم پاکروان شروع 18/10/87
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 13:40  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
«بسمه تعالی» مقدمه: اصولا تعريف يارانه چيست؟ آيا تعريف يارانه در ايران با ساير كشورها تفاوت دارد؟ اگر تفاوت دارد به چه دلیل است؟ آیا تعریف های كتابخانه ای یا ترجمه شده های قبلی جامع و کافی است؟ يکی از مهمترين و شاید مشکل ترین قسمت هر موضوع، تعریف جامع از موضوع مورد بحث است. مخصوصا در مورد تعریف یارانه، که تعاریف متعدد و برداشت های متفاوت[1] از آن وجود دارد. برای اصلاح نظام يارانه ها، در ابتدا تعريف جامع از يارانه ضروری است تا دیگر مطالب با توجه به آن تعریف، بحث و بررسی و تحلیل شود.
تعریف یارانه: تعریف یارانه: مقدار تفاوت قیمت تمام شده(حقیقی) کالا یا خدمات است با قیمت تعدیل شده آن، برای حمایت از گروه هدف، که مرجعی پرداخت می نماید تا با حمایت از گروه هدف، انتظارات مرجع تامین گردد. قیمت تمام شده کالا یا خدمات: قیمت تمام شده، مقدار هزینه کل، به اضافه سود است. یا قیمتی است که مصرف کننده هنگام خرید کالا یا استفاده از خدمات پرداخت می نماید. قیمت تعدیل شده کالا یا خدمات: قیمت کالا و خدماتی است که قسمتی از هزینه آن توسط مرجع پرداخت کننده، پرداخت شده است. یارانه = سطح توان خرید عمومی - قیمت تمام شده کالا یا خدمات گروه هدف: گروه هدف، گروهی است که از نظر مرجع پرداخت کننده، مستخق دریافت یارانه به حساب می آید. اعضای «دریافت کننده اصلی یارانه» از افراد یا گروه هایی تشلیل می شود که بدون حمایت، به دلایل مختلف فعلا نمی توانند به صورت مناسب تولید، توزیع و مصرف کنند. به عنوان مثال: مصرف کننده گانی که قادر نیستند با افزایش تورم، درآمد خود را متناسب با مقدار تورم افزایش دهند تا زندگی خود را به صورت متعالی اداره کنند. گروه های هدفی مثل: بی درآمدان، کم درآمدان، بیکاران، از کار افتاده ها، و... که از نظر عرف و قانون مستحق دریافت یارانه هستند. مرجع پرداخت کننده: منبعی است که یارانه را با هدف مشخص پرداخت می نماید. هر منبعی که قبول کند قسمتی یا تمامی هزینه کالا یا خدماتی را پرداخت نماید، مرجع پرداخت کننده یارانه به حساب می آید. انواع مرجع پرداخت کننده یارانه: مرجع های پرداخت کننده یارانه را می توان به داخلی یا خارجی تقسیم کرد. در یک تقسیم بندی دیگر مرجع پرداخت کننده یارانه به حقیقی یا حقوقی می توان تقسیم کرد. در سطح کشور، دولت یک مرجع داخلی است. یا استاندار یک استان، برای استان خود در موقع وقوع حوادث غیر مترقبه یارانه به مصیبت دیده گان پرداخت می نماید، یک مرجع استانی می باشد. در سطح خانواده پدر مرجع پرداخت یارانه به فرزندان است. سازمان ها و موسسات خصوصی می تواند مرجع پرداخت یارانه به کارمندان خود باشد. انتظارات مرجع: با توجه به نوع مرجع پرداخت کننده، هدف از پرداخت یارانه فرق می کند. باید اول مرجع پرداخت کننده را شناخت. در بیشتر موارد مرجع انتظار خود از پرداخت را بیان می نماید. اصل تعریف یارانه در این نوشته ثابت است، اما مرجع ها وقتی تغییر کند، انتظارات هم فرق خواهد کرد. حتی ممکن است یک مرجع در زمان های مختلف از پرداخت یارانه، انتظارات متفاوت داشته باشد. تعریف یارانه دولتی: مقدار تفاوت قیمت تمام شده کالا یا خدمات است با قیمت تعدیل شده آن، برای حمایت از گروه هدف، دولت پرداخت می نماید تا گروه هدف با توجه به دریافت های خود، قدرت خرید و زندگی مناسب را داشته باشد تا بدین وسیله انتظارات دولت تامین گردد. سطح توان خرید عمومی: مقدار توان خرید است که عموم مردم می توانند به بازار مراجعه کرده و مایحتاج خود را تهیه نمایند. عموم مردم با توجه به میزان درآمد خود، توان خرید انواع کالاها و استفاده از خدمات را در حد مورد نیاز ندارند. اگر کالا یا خدمات با قیمت تمام شده ارایه گردد، بیشتر مردم توان خرید نخواهند داشت. آنچه مورد نیاز مردم است در بازار وجود پیدا می کند، اما مردم نمی خرند، در این حالت هم تولید کننده و هم مصرف کننده متضرر می گردند. به همین خاطر مرجعی حمایت می کند تا کالای تولید شده، با قیمت تعدیل شده فروش رسد.
هزینه های جانبی پرداخت یارانه: پرداخت یارانه به صورت واسطه دار، هزینه ها را افزایش می دهد. یارانه ای که قرار است به گروه هدف تعلق گیرد، اگر از طریق غیر مستقیم به گروه هدف پرداخت شود، هزینه ها افزایش می یابد. پرداخت یارانه به گروه هدف از طریق واسطه ها به نفع گروه هدف نیست. اگر از اصل یارانه اسمی، هزینه های جانبی کم شود، مقدار یارانه واقعی که به دست مصرف کننده اصلی می رسد، معلوم می شود. یارانه اسمی: کل یارانه ای است که در بودجه سالانه کشور برای هدف های مشخص تصویب می شود. هزینه های جانبی یارانه: قسمتی از یارانه است که به صورت هزینه مصرف می گردد تا هدف اصلی برآورده گردد. یعنی کالا یا خدمات مورد نظر، به دست مصرف کننده اصلی برسد. یارانه واقعی: مقدار حمایت خالصی است که یارانه گیر اصلی دریافت می نماید. یا مقدار حمایتی که مستقیما در زندگی گروه هدف تاثیر مثبت می گذارد. یارانه واقعی = هزینه های جانبی - یارانه اسمی یا هزینه های جانبی = یارانه واقعی - یارانه اسمی یا یارانه اسمی = هزینه های جانبی + یارانه واقعی از مرحله تصویب یارانه اسمی تا رسیدن به دست گروه هدف مراحلی طی می شود که همه آن مراحل هزینه بر هستند. باید روشی را برای پرداخت یارانه ها انتخاب کرد که تعداد مراحل واصطه ای به حداقل برسد. اگر به چگونگی توزیع کالاهای اساسی توجه فرمایید هزینه های زاید بدین قرار است: هزینه انتخاب کاغذ مخصوص کوپن و طراحی، هزینه های حفاظت و پخش کوپن در تمام مراحل(تهیه، توزیع، جمع آوری جهت امحا و...) هزینه های تهیه و نگهداری کالاها، حمل و نقل، و مهمتر از همه حفاظت از عاملان پخش، هزینه اعلام شماره ها توسط رادیو، تلوزیون و مطبوعات و... هزینه به صف ایستادن مردم. باید بررسی کرد که اگر یارانه بعد از این به بخش تولید داده شود کم هزینه است یا به بخش مصرف. در کدام حالت یارانه واقعی، بیشتر به دست کسی که یارانه برای او در نظر گرفته شده است، می رسد. به نظر می رسد که کم هزینه ترین روش، روشی است که یارانه هر گروه هدف را به خود آن گروه هدف پرداخت شود.
علت پرداخت یارانه: يارانهها را مرجع های گوناگون به دلایل مختلف پرداخت می نمایند. پرداخت یارانه توسط دولت ها هم از این قائده مستثنا نیست. دولتها در سراسر جهان به منظور تحقق اهداف خاص سیاست کلی نظام خود یارانه پرداخت مينمایند. به عنوان مثال: در بعضی از نظام ها یارانه به قشر بی درآمد و کم درآمد به خاطر عدم طغیان طبقات محروم داده می شود. در بعضی از نظام ها یارانه به افراد به خاطر مانده گار شدن حزب حاکم داده می شود. در بعضی از کشور ها یارانه توسط مخالفین قدرتمند دولت به افراد به خاطر ساقط کردن حزب حاکم داده می شود. در بعضی از مواقع کشورهای بیگانه برای تضعیف دولت مرکزی به مخالفین جهت قدرتمند شدن یارانه پرداخت می کنند. اولین هدف پرداخت یارانه در نظام جمهوری اسلامی، به جهت حمایت از قشر بی درآمد و کم درآمد جامعه است تا افراد قدرت اداره یک زندگی متعالی را داشته باشند. آشکار است که عموم مردم با توجه افزایش قیمت ها در اثر تورم، ثابت ماندن سطح درآمدها، عدم اشتقال، وجود بیکاری پنهان، و علت های گوناگون دیگر مثل از کار افتادگی، بیماری، حوادث غیر مترقبه توان زندگی مناسب را از دست می دهند. دولت برای رفاح حال عمومی ملت، مخصوصا قشرهای کم درآمد یا بی درآمد، یکی از دو کار را باید انجام بدهد: 1- یارانه پرداخت نماید. 2- حقوق و درآمد قشرهای کم درآمد یا فاقد درآمد را به حدی برساند که توان تهیه مایحتاج خود را در حد استاندارد با قیمت تمام شده داشته باشد. دولت بعد از تعیین گروه هدف، باید از طریق کانالی از آنان حمایت کند. حمایت ها می تواند از کانال های مختلف صورت می گیرد. دو کانال عمده عبارتند از: 1- پرداخت مستقیم به گروه هدف: دولت یارانه را به مستقیما به گروه هدف می پردازد تا خود گروه هدف، کالا یا خدمات خود را با قیمت تمام شده از بازار تهیه نماید. مثلا در بانک حساب توسط دولت باز می شود 2- پرداخت غیر مستقیم به گروه هدف: یارانه را به بخشی می پردازند تا آن بخش به گروه هدف خدمت رسانی نماید. مثل بخش تولید(تولید کننده گان) که از دولت یارانه را تحویل می گیرد تا کالا یا خدمات خود را ارزان تر از قیمت تمام شده در اختیار گروه هدف قرار دهد. اولین و بزرگ ترین دغدغه هر دولتی اداره ملت و تقویت آن است. اگر ملت دغدغه تهیه خوراک، پوشاک، خانه، تحصیل، بهداشت، بیمه، و... را داشته باشد، دولت نمی تواند با خیال آسوده به دنبال تحقیق و بررسی در پیرامون مسایل جدید برود. وقتی که ملت گرفتار مشکلات اولیه زندگی است، دولت نمی تواند امنیت کامل در کشور ایجاد نماید. زیرا اولین برهم زننده امنیت، اداره نشده گان افراد کم درآمد و بی درآمد جامعه هستند. کاملا آشکار است که ناامن بودن اداره زندگی افراد جامعه، مقدمه ناامنی جامعه است. پرداخت یارانه معروفیت: در مواقعی که کالا یا ارایه خدماتی به علت ناشناخته بودن، با استقبال عمومی مواجه نیست، صاحب کالا یا خدمات یارانه معروفیت پرداخت می نماید. وقتی شناخته شد به قیمت واقعی و یا بیشتر از آن عرضه می گردد. پرداخت یارانه بازاریابی: در مواقعی که کالا یا ارایه خدماتی به علت پایین بودن کیفیت، با استقبال عمومی مواجه نیست، صاحب کالا یا خدمات یارانه بازاریابی پرداخت می نماید. وقتی جا افتاد، یواش یواش قیمت خود را افزایش می دهد تا به قیمت واقعی برسد. یارانه بازاریابی بیشتر برای تبلیغات هزینه می شود.
منبع پرداخت یارانه: منبع پرداخت یارانه توسط دولت های گوناگون، متفاوت است. در ایران عمده ترین منابع پرداخت یارانه درآمدهای حاصله از معادن نفت، گاز، آهن آلات، سنک و... کمرک ها(صادرات و واردات) و مالیات، می باشد. دولت مسوول اداره و حفاظت کشور است، طبق قوانین منابع درآمدزای عمومی هم در اختیار اوست. پس حفاظت از منابع درآمدزا هم یکی دیگر از وظایف دولت می باشد. دولت موظف است از درآمدهای عمومی کشور مبلغی را صرف عمران و آبادی کشور می نماید. مبلغی را هم صرف تقویت علمی و فنی منابع انسانی می نماید و مبلغی را هم به عنوان یارانه به گروه های نیازمند پرداخت نماید، و مبلغی را هم برای آینده پس انداز نماید.
میزان پرداخت یارانه، معیار توسعه: کشور توسعه یافته، کشوری است که منابع انسانی علمی و فنی قوی داشته باشد. تا بتواند از منابع مختلف کشور استفاده بهینه نماید. در کشور توسعه یافته به علت وجود رفاح عمومی و خصوصی در حد بالا، و اندک بودن تعداد کم درآمدان و بی درآمدان، کمترین یارانه پرداخت می شود. تعداد یارانه بگیران هرچه به صفر نزدیک تر باشد، آن کشور مقتدرتر خواهد بود. اگر سال به سال تعداد یارانه بگیران بی درآمد و کم درآمد به سوی صفر میل نماید، آن کشور توسعه یافته تر خواهد بود. هر چه تعداد یارانه بگیران از صفر دور شود و به طرف صد میل نماید، کشور عقب مانده تر خواهد بود. به عبارت دیگر هر چه از تعداد افرادی که زیر خط فقر زندگی می کنند کاسته شود و به تعداد کسانی که بالای خط فقر زندگی می کنند افزوده شود، کشور توسعه یافته تر است. یکی از شاخص مهم در تعیین جامعه پیشرفته و عقب مانده می تواند، میزان یارانه پرداختی نسبت به کل بودجه و تعداد یارانه بگیران زیر خط فقر نسبت به کل جمعیت باشد. این معیار بین دو یا چند کشور یا کل کشورها قابل مقایسه است.
انواع یارانه: يارانه ها را با توجه اهداف، به چندین روش می توان دسته بندی کرد. به چند دسته بندی مهم اشاره می شود: 1- یارانه با توجه به گروه هدف: یارانه حمایت از تولید کننده: دولت به تولید کننده یارانه نقدی یا غیر نقدی می دهد تا تولید کننده توان تولید کالا را داشته باشد. یارانه حمایت از مصرف کننده: دولت به مصرف کننده یارانه نقدی یا غیر نقدی می دهد تا مصرف کننده توان خریدکالا یا خدمات با قیمت تمام شده که به بازار عرضه می شود را داشته باشد. یارانه حمایت از توزیع کننده: دولت به توزیع کننده یارانه نقدی یا غیر نقدی می دهد تا مصرف کننده و تولید کننده توان خریدکالای عرضه شده به بازار را داشته باشد. 2-یارانه با توجه به نوع پرداخت: یارانه نقدی: یارانه یی است که به صورت ریالی به گروه هدف به عنوان حمایت پرداخت می شود. یارانه غیر نقدی: یارانه یی است که به صورت غیر ریالی به صورت های گوناگون در اختیار گروه هدف قرار داده می شود. مثل: امتیاز بخشودگی مالیاتی به تولید کننده گان. در اختیار گذاشتن کالای اولیه مثل کالای خام یا فراوری شده 3- یارانه با توجه به چگونگی پرداخت: یارانه مستقیم: پرداخت کننده یارانه، کمک نقدی یا غیر نقدی خود را طور مستقیم در اختیار تولید کننده یا مصرف کننده قرار می دهد. يارانه مستقيم مقدار هزينه هايی است که دولت برای حفظ منافع اقشار جامعه بدون واسته برای خريد کالا یا خدمات می پردازد. يارانه های مستقيم هم به يارانه های توليدی، توزیعی و مصرفی طبقه بندی می شوند. پرداخت یارانه مستقیم به یارانه بگیران اصلی بسیار کم هزینه تر از زمانی است که پرداخت یارانه غیر مستقیم به دست یارانه بگیران اصلی می رسد. یارانه غیر مستقیم: پرداخت کننده یارانه، کمک نقدی یا غیر نقدی خود را طور غیر مستقیم در اختیار تولید کننده یا مصرف کننده قرار می دهد. در پرداخت يارانه بطور غير مستقيم، پرداخت کننده یارانه، کمک می کند تا موسسات و شرکت ها، کالا و خدمات عمومی خود را با قيمتی کمتر از هزينه تمام شده به مصرف کنندگان عرضه می نمايند. 4- با توجه به سطح عملگرد: يارانه باز: یارنه ای است كه به عموم ملت تعلق می گیرد. مثل یارانه نان يارانه بسته: پرداختی است كه به افراد یا گروه و بخش های خاص تعلق می گیرد. مثل یارانه کاغد که فقط به صاحبان روزنامه ها تعلق می گیرد. 5- براساس اهداف: يارانه ها به صورت اقتصادي، توسعه يي، اجتماعي، سياسي، نظامی، دینی يا فرهنگي تقسیم می شود. 6-براساس بخش اقتصادی: براين اساس يارانه ها به صورت مصرفي، توليدي، توزيعي، صادراتي، وارداتی و... دسته بندي مي شود.
انواع کمک بلاعوض در اقتصاد ايران: بعضی از یارانه های بسته در اقتصاد عبارتند از: کمک بلاعوض دولت به شركت هاي دولتي و غير دولتي، و صندوق های رفاح و قرض الحسنه (شهرداري ها، كميته امداد و...) جبران بخشي از زيان پرداختي به شركت هاي دولتي، وام هاي بلاعوض جهت ايجاد اشتغال، پرداخت هاي مستقيم به كشاورزان(طرح شهيد رجايي، بخشي از كمك هاي فني و اعتباري و...) كمك دولت براي كاهش هزينه تامين منابع مالي بنگاه ها و افراد (بخشي از كارمزد تسهيلات بانکی و...) معافيت هاي مالياتي پرداخت دولت جهت كاهش هزينه هاي توليد (پرداخت به نهاده ها نظير کودشيميايي، سم و بذر و سوخت) پرداخت بابت مابه التفاوت نرخ ارز جهت واردات كالاها و خدمات پرداخت بابت مابه التفاوت قيمت خريد و فروش (بليط مترو و اتوبوس های شهری) جايزه صادراتی به صادرکنندگان يارانه پنهان بدليل قيمت گذاري پايين تر از قيمتهاي واقعي در اقتصاد داخلي (قيمت آب، برق، و...) در پرداخت کمک های بلاعوض، قصد دولت كمك به بخش هاي ياد شده است.
روش پرداخت یارانه در حال حاضر: در حال حاضر یارانه مستقیما به صورت نقدی یا غیر نقدی به تولید کننده پرداخت می شود. نتیجه آن پرداخت غیر مستقیم و غیر نقدی یارانه به مصرف کننده گان است تا بعضی از کالاها(ی اساسی) به صورت ارزان به دست مصرف کننده گان برسد. از زمانی که اولین مرحله کالا برگ[2] (کوپن)در سطح کشور توضیح شد. دولت به طور کسترده به تولیدکننده گان و تجار وارد کننده یارانه پرداخت کرده است تا آن ها اجناس ارزان در اختیار مصرف کننده گان قرار دهند. به نظر می رسد که در پرداخت یارانه به بخش تولید، هزینه جانبی یارانه بیشتر از یارانه یی است که به دست مصرف کننده واقعی می رسد.
معایب پرداخت یارانه به بخش تولید: يارانه توليدی به هر نوع مداخله دولت در اقتصاد که منجر به کاهش هزينه های توليد برای توليد کننده و يا افزايش قيمت دريافتی توسط توليد کننده گردد اطلاق می شود. کمک های دولت به صنايع و کشاورزان از اين دسته است. پرداخت يارانه به تولید کننده ها جهت ارایه کالای ارزان به بازار، باعث غير واقعي شدن قيمت اجناس می شود. در بیشتر مواقع باعث دو نرخی شدن قیمت یک کالا می شود. به همین جهت پرداخت یارانه به بخشی از صنعت تولید، منجر به اختلال در سرمايه گذاري ها در بخش تولید می شود. بعضی از معایب دیگر: - گسترش نظام اداری. - ورود تشکيلات دولت به فعاليت های تصدی گری. - پرداخت یارانه به بخش تولید، فاصله طبقاتی را کسترش داده و پراکنش فقر را بيش از پیش گسترش می دهد. - افزايش چشمگير فاصله بين قيمت کالاهای يارانه دار با قيمت های واقعی - فشار بيشتر بر منابع عمومی بودجه دولت با توجه به افزایش جانبی برای تامين و توزیع يارانه ها. - برخورداری بيشتر بخش تولید از يارانه ها، بويژه يارانه انرژی سوخت، آب و برق و... - فراهم شدن زمينه فسادهای اقتصادی بويژه قاچاق کالاهای يارانه ای. - معلوم نشدن قیمت حقیقی کالا، به علت پایین بودن قیمت خدمات، باعث به هدر رفتن منابع کمياب (انرژی، آب و...) و غيره توسط مصرف کننده گان می شود، موارد فوق از نمونه معایب هایی از نظام پرداخت يارانه به بخش تولید است که مشکل آفرین بوده و دولت مجبور است که هزینه های جانبی بیشتری را متحمل شود. برای خارج شدن دولت از پرداخت هایی که وصول به هدف را تامین نمی نماید، باید دنبال راه حل مناسبی جهت اصلاح باشد. به دليل گذشت زمان و گسترش ابعاد مسئله چنين اصلاحی را بسيار پيچيده و تصميم گيری برای دولت مردان بسيار مشکل، اما ضروری است.
روش پرداخت یارانه اصولی: دولت برای حمایت از قشر کم درآمد ملت خود مجبور به پرداخت یارانه است. این حمایت می تواند نقدی یا غیر نقدی، مستقیم یا غیر مستقیم به گروه هدف باشد. دو دیدگاه عمده در بین جامعه در مورد پرداخت یارانه وجود دارد. یارانه به مصرف کننده، یارانه به تولید کننده. دیدگاهی که حامیان زیاد پیدا کرده پرداخت یارانه مستقیم و نقدی به گروه هدف است. بهترین راه حل در پرداخت یارانه، این است که یارانه هر گروه هدف را مستقیما به خود آن گروه هدف پرداخت نمود، یارانه بخش تولید را به بخش تولید، یارانه بخش توزیع را به بخش توزیع، یارانه بخش مصرف به بخش مصرف. نتیجه مستقیم این روش توانمند شدن گروه هدف در جامعه است. تنظیم بازار به صورت اصولی زمانی است که قیمت تمام شده کالا یا خدمات به جامعه ارائه گردد و ملت هم توان تهیه را داشته باشد.
محاسن پرداخت یارانه نقدی به بخش مصرف: حمایت مستقیم دولت از مصرف کننده باعث می شود تا مصرف کننده از هر کالایی فقط به مقدار نیاز تهیه نماید. یارانه به گروه هدف «بی درآمدان و کم درآمدان»، باعث کم شدن بعضی از جرایم مثل دزدی هایی که مربوط به هزینه امرار معاش افراد می شود. همچنین بیماری هایی که مربوط به سوء تغذیه است، کاهش می یابد. - استفاده بخش تولید از یارانه ها به عنوان مصرف کننده. - بالا رفتن قدرت خرید مصرف کننده گان برای خرید از بخش تولید - معلوم شدن قيمت های واقعی کالا و خدمات - از بین رفتن زمينه فسادهای اقتصادی بويژه قاچاق کالاهای يارانه ای. - رقابتی شدن محصولات توليدی در بازارهای داخلی و جهانی. يارانه نقدي رفاح عمومی گروه هی هدف را افزايش ميدهد، زيرا حق انتخاب کالا یا خدماتی كه مطلوبيت بيشتر را ايجاد مي كند، به فرد ميدهد.
هدفمند شدن توزيع يارانهها: يارانه هدفمند: يارانه هدفمند یعنی پرداخت یارانه برای تحقق هدف مشخص، در زمان و مکان مشخص با اعتبار مشخص با بهترین راه حل. با جواب دادن به سوال هایی مثل: 1- گروه هدف کیست؟ 2- توان مالی گروه هدف چقدر است؟ 3- وضعیت فعلی گروه چکونه است؟ 4- وضعیت ایدآل برای گروه هدف، چگونه وضعیتی است؟ 5- مدت پرداخت چقدر است؟ 6- در چه مکان هایی پرداخت می گردد؟ 7- مبلغ یارانه مناسب چقدر است؟ 8- نتیجه پرداخت یارانه جه خواهد بود؟ 9- چه تاثیری بر دیگر بخش ها خواهد گذاشت؟ 10- چه تاثیری در زندگی گروه هدف می گذارد؟ 11- بهترین راه حل(مناسب) پرداخت یارانه کدام است؟ 12- مسوولیت پرداخت با چه نهادی است؟ 13- ...؟ اول باید گروههاي هدف را شناسایی کرد و با توجه به گروه هدف، یارانه مناسب را در اختیارش قرار داد. در مقابل یارانه هدفمند، یارانه بی هدف قرار دارد که در آن فقط یارانه پرداخت می شود، بدون شناسایی گروه هدف، بدون در نظر گرفتن راه حل مناسب، بدون جواب به سوالات فوق. پرداخت يارانه به بخشهاي توليد و مصرف باید هدفمند باشد. دولت در چارچوب پرداختهاي یارانه ای خود کاملا اهداف را آشکار بیان کرده و در پی تحقق آن به صورت مستمر، کوشا باشد. اهدافی مانند: پيشبرد رشد و توسعه اقتصادي پايدار، كاهش فاصله طبقاتي، افزایش توان مالی قشر بی درآمدن و کم درآمد، توزيع عادلانهتر درآمدهای ملی، ايجاد تعادل اقتصادي – اجتماعي در سطح جامعه و... اولين هدف از پرداخت يارانه، حمايت از گروه های آسيب پذير جامعه است. از اين رو، توزيع عادلانه يارانه ها ایجاب می کند که پرداخت ها موجب از بین رفتن ریشه یی آسیب ها گردد. يارانههاي پرداختي به بخش توليد به منظور تقويت بنيه توليد ملي و افزايش توان رقابت در بازارهاي درون و برون مرزي باید باشد. در اقتصاد ايران چندين دهه است كه پرداخت يارانه در قالب بودجههاي سنواتي تداوم دارد، و بخشي از منابع درآمدهاي ملی و عمومي را جذب ميكند. بعضی از کارشناسان اقتصادی و اجتماعی متعقد هستند که عدالت اجتماعی باعث کاهش کارایی می شود. و دولت ها باید از میان افزایش کارایی و عدالت، یکی را انتخاب نمایند. اگر عدالت را برگزیند، کارایی کاهش می یابد(فدا کردن کارایی) و اگر کارایی را برگزیند، عدالت کاهش می یابد(فدا کردن عدالت). پس براي دولت ها مسئله مهم انتخاب بين دستيابي به كارايي حداكثر یا عدالت اجتماعی است که يکی را انتخاب نمايند. نظر سومی هم می گوید: با تلفیقی از آن دو یارانه پرداخت گردد. اسم این نوع یارانه را می توان:«یارانه تقویت» گذاشت. نظریه تقویت به سه قسمت تقسیم می شود: 1- عدالت هدف اصلی و کارایی هدف فرعی. 2- کارایی هدف اصلی و عدالت هدف فرعی. 3- هر دو هدف اصلی(عدالت و کارایی) با این توضیح که هر دو مثل دو کفه ترازو هستند اگر طرفی را تقویت کنیم، طرف دیگر هم تقویت می شود. یعنی تقویت عدالت، موجب تقویت کارایی، و تقویت کارایی در میان گروه هدف، موجب تقویت عدالت اجتماعی می شود. برای دولت ها کاملا آشکار است که بي عدالتي هر چه شديد تر شود، فقر و مشکلات اجتماعي گسترش بيشتري مي يابند. مخصوصا برای دولت هایی که بنیان آن ها برای اجرای عدالت است.
نتیجه گیری: دولت برای بالا بردن سطح زندگی ملت خود، مبلغی را در بودجه سالانه پیش بینی و به تصویب می رساند تا کالا و خدمات ارزانتر از قیمت تمام شده به دست گروه هدف برسد. دولت باید نظارت کامل نماید تا اهداف مورد نظر برآورده شود. بهترین راه حل در پرداخت یارانه این است که یارانه هر «گروه هدف» را مستقیما به خود آن «گروه هدف» پرداخت نمود، یارانه بخش تولید را به بخش تولید، یارانه بخش توزیع را به بخش توزیع، یارانه بخش مصرف را به بخش مصرف. برای جلوگيري از فشار تورم به قشر بی درآمد و کم درآمد، استفاده از سياست هاي حمايتي برنامه مناسبی است. رفتار نادرست اقتصاد فعلی اصلاح نخواهد شد، مگر روش های پرداخت یارانه اصلاح گردد. با اصلاح نشدن روش های فعلی، دولت محكوم به افزايش روز افزون ميزان يارانه ها در سبد بودجه كشور است و اين از توان اقتصاد ملي ايران خارج است. راه حل مناسب در نظام جمهوری اسلامی، طراحي و اتخاذ مجموعه سياست هايي باید باشد كه هم عدالت نسبي افزایش دهد، و هم افزایش كارايي را به دنبال داشته باشد. اساس برنامه هدفمند سازی يارانه ها باید هم زمان در جهت کاهش فقر و افزایش کارایی باشد. والسلام محمد ابراهیم پاکروان شروع 22/8/87 پایان 23/10/87
ضمیمه 1 منبع: خبرگزاري موج - ثمانه اكوان Subsidy يا يارانه در فرهنگ لغت oxford اينگونه معني شده است: مقدار منابعي كه از محل بودجه عمومي به صنايع و يا بازرگاني پرداخت (كمك) مي شود تا مبلغ خدمات و يا كالايشان را در سطح پايين نگه دارند. در فرهنگ لغت كمبريج نيز د رمورد معناي اين كلمه آمده است : مبلغي كه به عنوان قسمتي از مبلغ تمام شده كالا از طرف دولت يا ساير ارگانها به توليدكنندگان براي حمايت و تشويق انان پرداخت مي شود . در عين حال در سايت dictionary.com و فرهنگ لغت American heritage نيز در معناي اين لغت امده است : يارانه پول يا مساعده ايست كه توسط دولت براي حمايت از يك موسسه يا بنگاه اقتصادي و توليد كنندگان به اشخاص يا گروه هايي پرداخت مي شود تا جلب عموم مردم را به محصولات انان در پي داشته باشد . در سايت اقتصادي money glossary.com نيز در تعريف يارانه آمده است : كمك مستقيم مالي دولت كه به صنايع و يا افراد يك كشور پرداخت مي شود. سايت اينترنتي سازمان بانك جهاني: سود اقتصادي كه معمولا دولت ها به توليد كنندگان كالا براي تقويت بازار رقابتي كشورها پرداخت مي كنند و اين يارانه ها ممكن است مستقيم يا غير مستقيم باشد همچنين يارانه ها به دو نوع يارانه هاي صادراتي و يارانه هاي داخلي كشورها تقسيم مي شوند. يارانه هاي صادراتي مساعده هاي قابل تفويذ در نزد شركت هايي است كه دولت به شرط صادرات محصولاتشان اين يارانه ها را در اختيار اين شركت ها قرار مي دهد . يارانه هاي داخلي كشور ها نيز مساعداتي است كه به صورت غير مستقيم به مردم پرداخت مي شود سايت تخصصي اقتصادي فرهنگ لغات اقتصادي نيز در تعريف يارانه آورده است: يارانه پرداخت منابع مالي از طرف دولت به افراد يا موسسات اقتصادي و بازرگاني بدون هيچ چشمداشتي براي بازگرداندن اين منابع مالي است. در اين سايت اضافه شده است : بهترين راه براي انديشيدن به معناي يارانه در نظر گرفتن معني منفي ماليات است يعني در ماليات مردم به دولت پولي را مي پردازند و در يارانه دولت به مردم اين مبلغ را مي پردازد. در مقاله اي كه در اين سايت تخصصي راجع به يارانه ها در نقاط مختلف دنيا نوشته شده، آمده است: دولت ها براي دلايل بسياري يارانه ها را پرداخت كرده و حتي در كشورهاي توسعه يافته به تمديد و بالا بردن ميزان اين يارانه ها مي پردازد و اين يارانه ها معمولا به دانش آموزان و دانشجويان، كارگران بي كار شده، فقرا، كشاورزان و موسسات بازرگاني براي از از ميدان به در كردن كالاهاي رقيب خارجي پرداخت مي شود . پروفسور J. Peter Neary استاد دانشكده اقتصاد دانشگاه دوبلين در مقاله اي با عنوان:«عدم تقارن در باب هاي سوبسيدي كشورها؛ دولتمردان بايد به برندگان كمك كنند يا بازندگان؟» به بيان معني يارانه در كشورهاي مختلف پرداخته و مي گويد: زمانيكه كارخانجات و توليد كنندگان داخلي و خارجي قيمت هاي متفاوتي را در بازار دارند يارانه ها بنيان نهاده مي شوند و اين كار براي به حد مطلوب رساندن و كاهش دادن قيمت ها است. وي در ادامه تصريح مي كند: وقتي ميزان يارانه ها بايد بالا برود كه ميزان قيمت كالاهاي توليدي بالاتر از سطح بين المللي باشد. دكتر سبحاني، استاد اقتصاد دانشگاه و رييس كميسيون برنامه و بودجه مجلس در تعريف اقتصاد دانان ايران از يارانه ها مي گويد: يارانه ما به التفاوتي است كه بين قيمت تمام شده و قيمت فروش وجود دارد كه اين يارانه از طرف دولت يا به مصرف كننده تعلق مي گيرد يا به توليد كننده. دكتر خوش چهره استاد دانشگاه تهران و نايب رييس دوم كميسيون اقتصادي مجلس نيز در تعريف خود از يارانه مي گويد: يارانه پرداخت هاي مستقيم و غير مستقيمي است كه مي تواند به افراد حقيقي و حقوقي به منظور حمايت از آن ها تحت عنوان ايجاد شرايط رقابتي يا تحت عنوان حمايت از آسيب هاي اقتصادي و اجتماعي مطرح شود و اين شروط مي تواند به نهاده هاي توليد براي كاهش هزينه ها تعلق گيرد مثل آب و برق و انرژي و حامل هاي آن يا در بخش كشاورزي مثل كود، بذر يا غيره باشد يا مي تواند به منظور امنيت غذايي براي گروه هاي كم درآمد باشد مثل يارانه هاي گوشت، نان و پنير و غيره و يا ترغيب و اجرا كردن يك سياست مثلا تشويق حمل و نقل و استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي كه آثار گسترده اجتماعي را نيز به همراه دارد كه امروزه كشور ها براي جلوگيري از اختلالات محيط زيست انجام مي دهند. دكتر مير محمدي از اعضاي كميسيون برنامه و بودجه مجلس يارانه را اين گونه معرفي مي كند: بحث يارانه ها در چند جا مورد توجه قرار مي گيرد. يك جا حمايت از توليد كنندگان است كه كار مطلوبي است مثلا در يارانه به نهاده هاي كشاورزي كه باعث مي شود از بخش توليد كشاورزي حمايت شود و در ضمن قيمت آنرا در صحنه رقابت هاي داخلي و خارجي قابل رقابت مي كند و همچنين در صحنه مصرف داخلي براي طبقات كم درآمد مواد غذايي و كشاورزي ارزان قيمت تهيه مي كند چون از نظر نيازهاي ويتامين ها و پروتئين ها و مواد لازم براي رشد بايد در اختيار عموم قرار گيرد مثلا همين شير كه يارانه ايست و در مدارس سراسر كشور پخش مي شود. ضمیمه2 در خبرگزاري موج - ثمانه اكوان اين روزها صحبت از يارانه بسيار است . مجلس در تصويب قوانين به هدفمند نشدن يارانه ها اشاره و به دولت انتقاد مي كند و از طرف ديگر رييس جمهور درسال پاياني رياست خود به جمع خبرنگاران مي آيد و درباره هر مسئله اقتصادي كه از او سوال مي شود مي گويد متاسفانه ما بايد يارانه ها را هدفمند مي كرديم كه نتوانستيم و گويي علت تمام مشكلات همين هدفمند نشدن يارانه هاست بارها و بارها در برنامه چهارم تصريح شده كه يارانه ها بايد هدفمند شده و كم كم يارانه بنزين از سيستم اقتصادي كشور برچيده شود . سراسر توصيه بانك جهاني نيز سرشار از كلمات و نكاتي است كه مستقيم به يارانه انرژي و كل سيستم يارانه هاي كشور باز مي گردد . اما در نهايت چه مي شود ؟ عده اي با استناد به سند بانك جهاني و اعتقاد به معجزه آسا بودن توصيه هاي آن دائم بر طبل حذف يارانه ها مي كوبند و برخي ديگر با اشاره به تجربه كشورهايي كه از راه عمل به اين دستورات به ناكجا آباد رسيده اند دائم فرياد مي زنند كه يارانه يعني چه ؟ چرا يارانه ها در كشور ما نبايد وجود داشته باشند ؟ تا چه حد بايد راه ترقي اقتصادي ايران از راه هاي كشورهاي توسعه يافته به دور باشد. [1] - مراجعه به ضمیمه1 [2]- تعریف کالابرگ: زمانی که کالایی برای افراد جامعه دارای اهمیت زیاد است اما در بازار مقدار آن کم می باشد، برای این که کالای موجود در دسترس تمام ملت قرار گیرد، اقدام به سهمیه بندی می شود، تا همه مردم با ارایه آن به کالای مورد نظر، با قیمت ثابت تعیین شده، دسترسی داشته باشند. تعریف بن: زمانی که موسسه یا بنگاه تولیدی بخواهد فقط از کارکان خود حمایت کند وسیله ای را به آنان می دهد که کالایی را که در بازار مقدار آن کم یا گران است، تهیه نماید.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 13:29  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
|
|